لیمو شیرین
من نمی دونم اسمش لیمو شیرینه ولی چرا اینقدر تلخه؟؟؟امیرعلی هم کم نمی یاره قیافشو ببینید تو رو خدا اینقدر تلخه ولی اگه از دستش بگیرم گریه می کنه و می خواد بخورتش ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
9:16
شیطونی بسه
امیرعلی رو گذاشتمش تو گهوارش چند لحظه رومو برگردوندم و تا برگشتم دیدم برگشته و داره با شکل رو بالشش بازی می کنه بهش میگم پسرک بگیر بخواب من خوابم می یاد میزنه زیر خنده.آخه پسرک تو چرا جدی نمی گیری.....واااایییییی بچه جون بخواب دیگه ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
13:45
برا همه کسائی که دوستشون دارم
تو این عکس برای خاله مریمم برای خاله جون برا آجی ها(مطهره مائده سپیده و شیدا) برا دایی ها و زن دایی ها پسردایی های گلم دایی جوادم برا عمو عباس و عمو امینم،برا یگانه پسرخاله ام برا مامان بزرگ عزیزو دوست داشتنیم بابابزرگ مهربونم برا بابایی و مامانی برا مامان بزرگ شیرازیم برای خاله زهره و ماکان و خاله کبری برای خاله فاطی و مانی خاله لیلا ی مهربون و آیدا و آرین براخاله آرزو برای خاله هاجر برا ی دوستم بردیا و مامان و باباش برا یسنا خانم و مامان خوبش برای خاله مریم شیرازیم برا خاله مرضیه و پارسا وروجک ....برا همشون میخندم و دوستشون دارم.امضاء:امیرعلی شما ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
11:32
بدون عنوان
عینک بابایی
وقتی درسهای مربوط به خلبانیم زیاد میشه و فشار کار و درس و مطالعه رو من زیاده از عینک بابایی برای کمک استفاده می کنم.شدم یه کاپیتان واقعی نه؟؟کاپیتان امیرعلی مهناد ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
10:36









